- ۰۱ مرداد ۱۴۰۰
- کد خبر 101582
true
false
true
false
false
false
false
false
true
به نام ایران، به کام جهان ، قصه و غصه های خروج مغزها تمام شدنی نیست هرگز …
یادداشت/حمیداندرزچمنی/کارشناس ارشد علوم اجتماعی
معتقدیم خروج یک نخبه و استعداد برتر از کشور شاید به تنهایی اهمیت چندانی نداشته باشد ولی با خروج چنین افرادی، ژن های آنان که سرمایه با ارزشی برای هر جامعه به شمار می آید از دسترس خارج می شود.
○ تیتر جالبی می شود : به نام ایران، به کام جهان ، قصه و غصه های خروج مغزها تمام شدنی نیست هرگز …
” رهبرمعظم انقلاب در دیدار با نخبگان بارها در این مورد فرمودند:
نخبگان جوان ایرانی قادرند کشور و ملت را به قلههای پیشرفت همه جانبه برسانند استعداد نخبگان ایرانی در سطحی است که هر هدف علمی و فناوری را که زیرساخت آن در کشور وجود داشته باشد، محقق خواهند کرد.”
✍…. بر اساس آمارهای جهانی سه درصد از هر جامعه در ردیف افراد با هوش بالا قرار می گیرند. برای آنکه بتوان از سه درصد افراد باهوش بالای جامعه به درستی استفاده کرد، باید ساختاری تشکیل داد که اعضای آن از جنس همین افراد باشند و بتوانند با درک مشترکی که از همدیگر دارند، برای برنامه ریزی و اقدامات اجرایی کشور تصمیم گیری و ایده دهی کنند.این وظیفه را چه کسی یا سازمانی بردوش دارد که روزه سکوت گرفته است ..قبول باشد انشاء الله..
○ مهاجرت مغزها قصه پر غصه امروز و دیروز ما نیست، سالهاست کشورهای جهان سوم با این مشکل دست به گریبان هستند و هر روز شاهد رشد آمار رسمی و غیر رسمی خروج نخبگان از کشور هستیم.
در این میان باید توجه کنیم نیروی انسانی ثروت و سرمایه اصلی هر کشوری محسوب میشود، سرمایههایی که هزینه هنگفتی بابت آن صرف میشود و در پایان دو دستی تقدیم کشورهای اروپایی و آمریکایی میشود بدون اینکه کسی اعتراضی داشته باشد و تلاشی در راستای نگه داشتن آن انجام دهد.
فرار مغزها برای ایران و کشورهای جهان سوم به تراژدی غمگینی تبدیل شده است که متاسفانه کشور ما در این آسیب، بحران، پدیده نو و یا هر اسمی که بر روی آن میگذارند عقب نمانده و رتبههای نخستین را به خود اختصاص داده است و تاکنون فکری برای پایان دادن این قصه پر غصه و غمگین صورت نگرفته است.
دغدغه مندان کشور ، از رتبه وجایگاه دوم ایران در فرار مغزها می نالند و سالانه ازحدود ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار متخصص تحصیلکرده از کشور برای مهاجرت فریاد می زنند .
یکی از ماموریت های ملی دولت عدالت در سیاست دکتر رئیسی ، برنامهریزی جدی برای استفاده از این ظرفیتها در داخل کشور می باشد.
دانشگاههای معروف ایران از جمله شریف و پلی تکنیک دانشگاه امیرکبیر محلی برای پرورش نخبه ایرانی برای کشورهای اروپایی شدهاند. مهاجرت دردیست که درمانش را باید ریشهای جستجو کنیم؛ چه کسی پاسخگوی آسیب رو به رشد مهاجرت نخبگان خواهد بود است؟ وزارت علوم و تحقیقات؟ وزارت کار و رفاه اجتماعی؟ یا وزارت ورزش وجوانان؟ مجله نیوزویک در گزارشی از خود علل مهاجرت دانشوران و نخبگان ایرانی را اینگونه مطرح کرده است . ” ایران با مشکلات و بیماریهای گوناگونی چون تورم مزمن، در جا زدن دستمزدها و بخش خصوصی بیبنیه ناشی از مدیریت ناکارآمد اقتصادی روبرو است. استادان به دلیل شرایط اقتصادی بد به استقبال شغل دوم رفتهاند.”
قصه هزار و یک شب فرار نخبگان و بیکاری جوانان تحصیلکرده کشور سال هاست تکرار می شود و خواهد شد با آمار و ارقام ریز و درشت بیکاری که این روزها شاهد آن هستیم و خروج هزاران نیروی نخبه از کشور فاجعهای است که باور آن سختتر از سخت است پدیده فرار مغزها در کشورهای جهان سوم قابل کتمان نیست اما در کنار آن مسایلی همچون ماندگار شدن متخصصین و فرار ژن ها مطرح میشود، یعنی نیروی انسانی باهوشی که در خارج از کشور ماندگار شده و آنجا زاد و ولد و تولیدمثل میکنند.
آنها نسلی با عنوان نخبه اروپایی را پرورش میدهند. آمارها و ارقام نشان میدهد که از هر ده نخبه ایرانی تنها سه نفر از آنها به ایران باز میگردد، این در صورتی است که در کشوری همچون ژاپن از هر ده نخبه نه نفر بعد از تحصیلات تکمیلی به کشورشان باز میگردند. نخبگان، منابع ملی با ارزشی همچون نفت و گاز و ذخایر طبیعی هستند با این تفاوت که منابع و ذخایر ملی روزی به پایان میرسد اما ژنهای باهوش سرمایه و ثروتی هستند که در اروپا تولید مثل میکنند و افزایش مییابند. به جرات میتوانیم بگوییم در کشور ما نه تنها از این منابع و ذخایر طبیعی حتی از نخبگان هم به درستی استفاده نشده و نمیشود، استفاده نکردن از هوش نخبگان در سیاستهای کلان دلیلی بر مهاجرت نخبه ایرانی است که غیر از ابراز تاسف و متاسفیم کلامی دیگر نمیشنویم.
با پدیده فرار ” ژن ” مواجهیم. فاجعه ای خاموش گاهی هم روشن شایدم با چراغ های خاموش ، چندسالی است صاحبنظران نسبت به خروج فارغالتحصیلان و دانشجویان از کشور هشدار میدهند و سیستم آموزشی را یکی از مقصران اصلی این موضوع میپندارند. به اعتقاد آنها سیستم آموزش عالی پول و سرمایه ملی را صرف آموزش نخبگان میکند و آنها در بستر آموزشی کشور رشد مییابند، اما بهرهوری علمی این نخبگان نصیب کشورهای خارجی میشود و اعتبار و موقعیت اجتماعی و علمی آنها در خارج از مرزهای این کشور ارتقا مییابد.
متاسفانه خودشان تنها نمیروند و همراه خود چندین نسل نخبه و دانشمند را هم میبرند، زیرا آنها آغازگر نسلی باهوش و توانمند هستند. اگر بخواهیم پدیده ” ژن خوب ” را در هر زمینهای نادیده بگیریم پای ترک وطن که در میان است قادر به فراموشی این پدیده نیستیم. آنها ترک وطن میکنند و برترین داروها و تجهیزات پزشکی خارج از این مرزها ساخته میشوند. نخبگان مهاجرت میکنند و ما از بسیاری از نعمات وجود آنها بیبهره میمانیم. تجهیز و نوآوری سازههای ساختمانی نصیب کشورهای دیگر میشود و از نظریههای مختلف آنها در علوم انسانی یا آثار فاخر هنری و ادبی آنها بیبهره میمانیم.
در حال حاضر وضعیت متزلزلی از نظر سطح علمی دانشگاهها در میان کشورهای همسایه داریم و مهاجرت آنها به خارج از کشور موقعیت علمی ما را روزبهروز کاهش میدهد. بسیاری از نخبگانعلمی کشور از.موقعیت علمی یا اقتصادی خود ناراضیاند، حق هم دارند. سالها برای آنچه اکنون هستند تلاش شبانهروزی کردهاند و اکنون علم و توانایی شگفتآور آنها خریدار چندانی ندارد. بسیاری از اختراعات آنها روی کاغذ باقی میماند و کمتر مدیری حاضر به ریسک و سرمایهگذاری روی آنهاست. در واقع نمیتوان از آنها خواست تنها به دلیل عرق ملی و منافع ملی دست از آرزوهای روشن و امیدوارکننده خود بکشند و در ایران همچنان ” هشتشان گرو نهشان باقی بماند!” آنها استحقاق زندگی بهتر و با امنیت و آرامش بیشتری را دارند و گاهی امکان این زندگی در ایران برایشان غیرممکن است. بر اساس آمار سازمان همکاریاقتصادی و توسعه یونسکو ، ایران جزو کشورهای با تعداد بالای ارسالکننده دانشجو به کشورهای پیشرفته محسوب نمی شود.
یک فرد جدا از مذکر یا مونث بودن او دنبال چیست که سرزمین و عشق خود نسبت به سرزمین مادری را رها میکند، گذشته خود را پشت سر گذاشته و ترک وطن میکند؟ این فرد با بغضی در گلو سرزمین خود را رها میکند، زیرا شرایط برای او بهگونهای درمیآید که اجازه نفس کشیدن در فضای عقل، اندیشه و خردورزی را به او نمیدهد. او میافزاید: در جامعهای که عده ای کرسی نشین قیل وقال برای خردورزی و اندیشهورزی ارزشی قائل نمی شود نخبهگری نیز زایش پیدا نمیکند و افراد نمیتوانند استعدادهای خود را پرورش دهند. بنابراین فرد با استعداد به کشوری کوچ میکند که بستر پرورش استعداد و توانایی برای او مهیا باشد.جامعه مقصد آنها را در راستای افزایش میزان اندیشه ورزی و پیشرفت علمی به خدمت میگیرد. بنابراین امکانات رفاهی برای اقامت نخبگان ایرانی را برای آنها فراهم میکند و این نخبگان به این کشورها مهاجرت میکنند. فرد نخبه همواره قادر به فراموشی سپردن وطن و زادگاه خود نیست، اما به ناچار و برای دستیابی به شرایط بهتر زادگاه، خانواده و در یک معنا هویت خود را ترک میکند.
● برای این بغض های فرو خورده نخبگان بهنگام مهاجر ت ، اگر بشه مُرد ، کار زیادی نکرده ایم .
false
false
false
false







































